May 17, 2004

گردن در نايلون

      بين ِ طناب و تن
      يک متن تن ِ ناب
     آويخته از طناب
تا ناب
 تا
          نا


 
       تنها ميانِ تن ها گم
      يا گم به تن هایِ در هم تنيده


 برای مهدی خلجی و  ناتنی اش

Posted by Jamshid at May 17, 2004 07:43 PM
Comments

سلام عزيز ... آقا باز كه رفتي تو محاق !!

Posted by: آرش at June 3, 2004 07:47 PM

كجايي جمشيد. نه از تو خبري است نه از كيا

Posted by: mahin at May 30, 2004 10:58 PM

سلام و ارادت/ چه خوب كه دوبراه شما رو پيدا كردم ...

Posted by: peymanberenji at May 28, 2004 10:42 AM

سلام جمشيد خان... خوبه دوباره شروع كرديد.... حسابي اينجا خاك گرفته بود .....

Posted by: آرش at May 20, 2004 09:59 PM

سلام جمشيد جان عجب شعري ! لذت بردم .... واقعا غافلگير كننده بود معلوم مي شود اين مدت كه چيزي ننوشته اي سرت حسابي گرم كار بوده ..... موفق و شاد باشي

Posted by: عليرضا بهنام at May 18, 2004 10:18 PM

جمشيد جان چه خوب كه برگشتي و با چه خبر خوبي هم. دلمون براتون تنگ شده خيلي.شعر فوق العاده بود و طرح روی جلد هم.

Posted by: فرین at May 18, 2004 07:55 PM

و شروعي ديگر....

Posted by: Surrealist at May 18, 2004 07:18 PM

جمشيد جان چه عجب! فكر كردم توي كار حل شده‏اي! كتاب مهدي خلجي در چه موردي است؟ به ايران هم رسيده؟

Posted by: افشين at May 18, 2004 07:38 AM

خیلی زیبا بود.

Posted by: سیروس at May 17, 2004 09:20 PM

خوش برگشتی رفيق

Posted by: شنا at May 17, 2004 07:49 PM