موزه تاريخ اطلاعات کشور، در محل کميته مشترک ضد خرابکاری( متشکل از ساواک و شهربانی حکومت پهلوی) در تهران افتتاح شده است.گذشته از چينش گزينشی محتويات اين موزه و تلاش آشکار برای حذف بخشی از تاريخ معاصر ايران، فکر می کنيد اين موزه چه اندازه کم و کسری دارد و در آينده، چقدربايد به آن افزوده شود تا تصويری دقيق از حکومتی به دست داده شود که همين روزها، بيست و پنجمين سال به قدرت رسيدن خود را جشن گرفته است؟
برون رفتن از چرخهی منحوس خشونت، که شکنجه و کشتار تجلی آن در اسفناک ترين و غير انسانی ترين شکل ممکن است، چگونه و کی ممکن خواهد شد؟
کلمات در اين سرزمين نفرين شده، گويی مفهوم خود را از دست داده اند.موزه ای از آنچه برپا شده که هم اکنون جاری است وجريان دارد. يا شايد نه، چنين موزه ای بيان تمام نمای احوال ماست که حالمان چون گذشته مان است و امروزهايمان در ديروزها سپری می شود؟
جمشيد جان سالي سرشار از شادي و پيروزي برايت آرزو ميكنم...
Posted by: shahram at March 18, 2004 11:08 AMجمشيد جان
جون هميشه چه خوب نوشته اي. از بين برود هرگونه خشونت.
ولي من يکي کاش توي يکي از خشن ترين سلولهاي اون موزه مرده بودم تا اسير اين همه چه کنم چه کردم خودم.
dehgani.persianblog.com
سر بزنيد لطفا
با سپاس محمود دهقاني
nemidonam !!
Posted by: Agh Teymoor at January 31, 2004 05:02 PMسلام ... پرونده ی رمان " رود راوی " نوشته ابوتراب خسروی.... در گفتگو با ابوتراب خسروی ونظرات صالح حسینی& محمدرضا گودرزی& رضا امیرخانی& حمیدرضا نجفی و پویا رفویی درباره اين كتاب....
Posted by: یوسف علیخانی at January 31, 2004 06:40 AMپشت این پنجره ها دل میگیره
غم و غصه ی دلو تو میدونی
وقتی از بخت خودم حرف میزنم
چشام اشک بارون میشه تو می دونی
به من هم سر بزن دوست داشتی بهم لینک بدیم