3
ساعت
ساعت
دو ساعت و کمتر از فصل ِ دی گذشته است
ميل ِ بهار داريم
از قرار ِ خزان و خزر
""اين ساعتو بگير
ديگه کوکش نکن
تا عقربه واسه""
رفتيم
ميل ِ بهار و فصل ِ دی
""زبونت
آدمو آتيش می زنه
خوبه هميشه دی باشه""
سال
سال
دو عمر و بيشتر خزان و خزر
""عقرب عقربه
صفحه ساعتو نيش می زنه""
رفتيم
آن قدر که ديگر نرفتيم
از شعرهای "زمزمه بر چند صفحه" از دفتر مثل پرنده درخت را فراموش میکنی
سلام عزيزم.دي ماه ماه عجيبي است ماهي كهرفتيم آن قدر كه ديگر نرفتيم
Posted by: shahram at December 26, 2003 05:20 PM