پناه
گاه در تو پناه میگيرم
از تو و از خود
از خشم به تو
از ناشکيبی
از خستگی
از زندگيم
که چون مرگ
انکار ِ هر اميد است
در تو پناه میگيرم
از اين سکوت ِ ساکت
و در تو میيابم
ضعفم را که بايد به ياریام آيد
در برابر ِ آن قدرتی
که نمیخواهم داشته باشمش.
Zuflucht
Manchmal suche ich Zuflucht
bei dir
vor dir und vor mir
vor dem Zorn auf dich
vor der Ungeduld
vor der Ermüdung
vor meinem Leben
das Hoffnungen abstreift
wie Tod
Ich suche Schutz
bei dir
vor der zu ruhigen Ruhe
Ich suche bei dir
meine Schwäche
Die soll mir zu Hilfe kommen
gegen die Kraft
die ich
nicht haben will
اريش فريد، يکی از مهمترين و معروفترين شاعران آلمانی زبان معاصر است که در سال 1921 در وين، اتريش، به دنيا آمد. وی در 22 نوامبر سال 1988 درگذشت. آثار فريد، نمونهی روشنی از آميختگی ِ تغزل و شعر ِ درگير است. او همزمان عشق را با رگه های قوی اجتماعی و فلسفی میسرايد و هرگز خود و شعرش را برکنار از رويدادها و دغدغههای انسانهايی که مخاطبش هستند، نمیداند.
وی نزديک به 18 سال، در بخش آلمانی راديو بی بی سی، به تفسير مسايل و رخدادهای سياسی مشغول بود و شعرش، به خوبی بازتاب زمانهای بود که می زيستش. از اين رو شعر وی را شعری سياسی خواندهاند. اما اشعار اريش فريد، از روزانهها و روزمرگیها در میگذرد و ابعاد ناپيدای واقعيتهايی را نشانمان میدهد که هر روز با خونسردی از کنارشان میگذريم و هرگز، برای لحظهای حتی گمان نمیبريم که ممکن است، هنوز چيزهايی برای ديدن و شنيدن در آنها باشد؛ فرصتی برای دست يافتن به درکی تازه و از پيش تجربه ناشده.
راستش برای من، اگر قرار باشد نظيری برای اريش فريد در شعر معاصر ايران بيابيم، شاملو از همه کس به او نزديکتر است. البته تفاوتهای عمدهای بين زبان آنها وجود دارد. اما در نهانجايی ژرفتر، بسيار به هم نزديکند.
اميدوارم، گاهی مجال و حوصله همراهی کند تا ترجمههايی را که از شعرهايش کردهام، اينجا بياورم.
سلام به شما كه اهل شعر وادبيات هستيد.
از نوشته هاي زيبايتان ممنون .
لطفاكتابهاي اريش فريد رابه من معرفي كنيد.
هرگز نخواهيد كه به زمين اهانت كنيد وبر روي زمين راه
برويد وآب ونان آن را بخوريدوبه آسمان فكر كنيد.
ندا
سلام آقاي عتي رضا بهنام
لطفا برايمان شعر قورباغه ها را بنويس
ندا رادمهر
سلام
از شما خواهش ميكنم برايم شعر زيباي قورباغه ها را بنويسيد خواهش ميكنم
in jomleye
از زندگيم
که چون مرگ
انکار ِ هر اميد است
khod beh tanhai sher zibai ast
"جمشيد " gofteh boud zendeghi tchiz-e kasifi ast labod mazourash hamin "زندگيم" boudeh
vagana zendgi zibast
سلام جمشيد جان ترجمه خيلي جالبي بود ... من كه خيلي لذت بردم.... از اريش فريد شعر زيباي ديگري هم به يادم آمد ... قورباغه ها ..... پيروز باشي
Posted by: عليرضا بهنام at November 3, 2003 08:10 PMجمشيد عزيز: حضورتان از دور و همراهي تان به من آرامش داد.ممنونم.
Posted by: فرين at November 3, 2003 05:18 PMدوست خوبمان آقاي جمشيد برزگر,سلام .
فضاي دلنشين و زيبايي است . خصوصا با آن ترانه زيباي متن وبلاگ كه مرا به گذشته برد و ياد ايام ...
برايتان شادي و موفقيت آرزومندم و تداوم تلاش و پرباري .
ايام به كام و خنده بر لبانت جاويد باد .
Posted by: ali at November 3, 2003 07:25 AMسلام (يوسف مي گويد بنويس جمشيد)اگر فرصت كردي سر بزن
ويژه نامه ادبی استان همدان و نام هايي كه غايب اند
شعر زيبا و ترجمهای سليس و روان است. انتخاب جالبی هم هست. اميدوارم بتوانی بيشتر از او ترجمه کنی. آيا پيشتر هم چيزی از او به فارسی درآمده؟
يک نکته کوچک: شعر «درگير» يعنی چه؟ مرادت همان شعر متعهد است؟ پس لابد بايد گفت متعهد به چه.