هادی غبرايی هم رفت. درست همان طور که فرهاد، برادرش، چند سال پيش رفت. هر دو مترجم بودند و هر دو در سانحهی رانندگی، در مسير شمال - تهران جان باختند. نقشهای عجيبی میتواند رقم بزند آنچه که اسمش را گذاشتهايم سرنوشت.هادی غبرايی، سالها سردبير پيام يونسکو در تهران بود. اينجا میتوانيد مطلبی در همين زمينه بخوانيد و صدايش را بشنويد. ياد هردو گرامی!
جمشيد مي بيني چه غم انگيز است
مرگ را مي گويم . مرگ هادي
با مرگ، برادر شدند.
Posted by: مسيحا at September 9, 2003 09:38 AMشهرام عزيز حق با توست. به شکلی درستش کردم. ممنون
Posted by: نکته at September 8, 2003 02:50 PMسلام (البته بالهجه ی همدانی).خیلی مخلص ایم.این دفعه ی سومه که سعی می کنم پیام بگذارم .مهم نیست .همه سلامن می رسانند از مهدی الماسی تا مهدی طهوری .چه خبر ؟ چه گونه اید ؟ فعلابااجازه .راستی رضا رستمی (همشهری نادر حقی وصاحب وب لاگ "فوکو را فراموش کن"ویوسف علیخانی درجوار ما روزنامه ی فخیمه ی جام جم را می چرخانند.
Posted by: عزت اله الوندی at September 8, 2003 02:37 PMداداش سلام.خيلي مخلصيم.در مورد فرهاد غبرايي البته او در جاده كناره نزديكي هاي چالوس اما بر اثر همين تصادف رانندگي متاسفانه كشته شد.
Posted by: شهرام at September 8, 2003 02:08 PM