خب امروز روز پنجم اعتصاب غذای من وفرود سياوش پور است. همين. خبر تازه ای نيست جز اينکه دوست ديگرمان، آينده آزاد نيز از ديشب به ما پيوسته است و اينکه تعدادی ازدانشجويان دانشگاه خواجه نصير تهران نيز دست به اعتصاب غذا زده اند
حال و اوضاعمان هم خيلی بد نيست و فعلا سرپاييم و هر سه به کارهای روزمره مشغول؛ گرچه طبيعی است شرايط آدم در روز پنجم مثل روزهای اول و دوم نباشد
می دانم اين اقدام من، بعضی دوستانم را نگران کرده به اعتبار ايميل هايی که می فرستند و همين طور می بينم که کيانوش با چه اندوهی دست به گريبان شده و چقدر می کوشد به روی خودش نياورد آن را و نگذارد من متوجه اين موضوع شوم. اما راستش، حال و روزش طوری است که نمی شود متوجه نشد. به خاطر همين چيزها از او معذرت می خواهم و همين طور از جلال که حتی از اين فاصله ی دور، به راحتی می توانم برق نمناک چشمانش را ببينم. اما مطمئنم و يا بهتر بگويم اميدوارم که آنها مرا درک می کنند و به همين خاطر مرا خواهند بخشيد