اول از همه اين را ياد آوری کنم که دوستمان سيامک کلهر در هلند، از نيمه شب 18 تير، پس از پايان اعتصاب غذای ما، اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است. اعتصاب او تا روز 23 تير ادامه خواهد داشت
من اينجا ايميل او را می نويسم تا اگر دوستانی مايل بودند با وی در تماس باشند، اين امکان را داشته باشند
ا siamak_kalhor@yahoo.com
و اما بعد
راستش از ديروز تا حالا خيلی بی حال و بدتر از آن، بی حوصله ام. برای همين اصلا رمق آمدن پای کامپيوتر نشستن و نوشتن را نداشتم و ندارم. بدی کار اينجاست که امروز عصر هم جلسه ای برای بزرگداشت18 تير برپا می شود و قرار است من هم آنجا حرف هايی بزنم و از ديده هايم و خاطراتم از 18 تير 1378 بگويم
حالم کمی شبيه همان دوسال پيش است که تازه آمده بوديم اينجا. حس می کنم دوباره از نو آمده ام و به همان اندازه غريبه ام که آن روزها بودم. آنچه که در 18 تير امسال هم در ايران گذشت، به اندازه کافی تلخ و غم انگيز بوده که آدم تا چند روز بعدش، مدام از خود بپرسد چرا و حوصله زيادی نداشته باشد
بيشتر از اين بماند برای مجالی ديگر، فقط خلاصه کنم که به قول خواجه، دارم دوباره می خوانم غزل های فراقی